تبلیغات
❤.❤بـــــــی تـــــــو تنـــــــهام خـــــــــدا❤.❤

❤.❤بـــــــی تـــــــو تنـــــــهام خـــــــــدا❤.❤
❤.❤خدا را در قلب کسانی دیدم که .... بی هیچ توقعی... مهربانند.. ❤.❤ 
قالب وبلاگ

می دونی

دوباره دلم هوای تو کرده رفیق!

هنوز که پنهانی !اما من پیدای پیدام .

تمام برگهای زردم ریخت .

باد برگهامو تا دوردستها برد .

تا هر جایی که نشانی از قصه پاییز بود وبرگ ............

کوچه باغ از خاطرات سبز من زرد وسرخ ونارنجی شد.

اما من هنوز از عریان شدن نمیترسم .

از اینکه بی تنپوش برگم ملالی ندارم .

حالا میتونم بی هیچ نقابی خودم باشم .

اصل اصل .

بی روتوش .

بی بزک شکوفه و برگ .

حالا سبکبارم .

مثل ابری سرگشته در آسمان کوله باری ندارم .

در آسمان حیرانی نشانی از بینشانم .

از دورها شاید مثل ابری مسافر در حرکتم .

اما از نزدیک هیچ شکلی ندارم سیال و رهایم.

رهای رها.............

 

 


[ شنبه 31 تیر 1391 ] [ 07:10 ق.ظ ] [ احســ❤ــــــ❤ــــــ❤ــــان ] [ تنها ]

 

حالا که تو اوج غمم دوروبرم چه می کنی؟

چی داری میگی تو گوشم؟اینکه ترکم نمی کنی!

دلم می خواد اون واژه ها آتیش بگیره رو لبت

همونجوری بسوزونت که من می سوختم تو تبت

تو این ترانه هم می خوام اشکم و فریاد بزنم

می خوام که این ترانه رو برای عشق داد بزنم

حالا که دیدی جای من کسی نمی تونه بیاد

برگشتی هی به من میگی اون روزا رو یادت بیاد!

اون روزا رو خوب یادمه، بازی تو با کلمات

هربار که چند روز نبودی من بودم وعکس چشمات

اون شبها رو خوب یادمه، تا دم صبح دل لرزه ها

تا خود صبح عاشق کشی، کشتن من تو لحظه ها

اون غروب ها و انتظار واسه شنیدن صدات

لحظه ای که گفتی برو و گمشدن توی هوات

اما تو چی عزیز من؟چیزی می دونی از حالم؟

می دونی از وقتی رفتی شکسته شد پر و بالم؟

می دونی غم چه رنگیه؟ به اون سیاهی چشات

به اون بی رحمی دلت، به سردی همون نگات



حالا که دارم میمیرم دلم نمی خواد بمونی

خسته شدم از عاشقی، خدا خودت خوب میدونی

من و ببر از رو زمین می خوام عزیز تو بشم

خدا جونم یه کاری کن که دیگه از خواب پا نشم

[ چهارشنبه 28 تیر 1391 ] [ 08:07 ق.ظ ] [ احســ❤ــــــ❤ــــــ❤ــــان ] [ تنها ]

به درخواست دوستان خوبم اپ کردم


آغوشتو به غیر من به روی هیشکی وا نکن

منو از این دلخوشیا ، آرامشم ! جدا نکن

من برای با تو بودن پر عشق و خواهشم

واسه بودنه کنارت تو بگو، به هر کجا پر می کشم

منو توی آغوشت بگیر آغوش تو مقدسه

بوسیدنت برای من تولد یک نفسه

چشمای مهربون تو منو به آتیش می کشه

نوازش دستای تو عادته ترکم نمی شه

فقط تو آغوش خودم دغدغه هاتو جا بذار

به پای عشق من بمون ، هیچ کسو جای من نیار

مهر لباتو روی تن و روی لب کسی نزن

فقط به من بوسه بزن به روح و جسم و تن من


[ شنبه 24 تیر 1391 ] [ 09:13 ق.ظ ] [ احســ❤ــــــ❤ــــــ❤ــــان ] [ تنها ]

[ سه شنبه 20 تیر 1391 ] [ 12:40 ق.ظ ] [ احســ❤ــــــ❤ــــــ❤ــــان ] [ تنها ]


خداحافظ گل لادن ، تموم عاشقا باختن

ببین هم گریه هام از عشق .چه زندونی برام ساختن

خداحافظ گل پونه .گل تنهای بی خونه

لالایی ها دیگه خوابی به چشمونم نمی شونه

یکی با چشمای نازش دل کوچیکمو لرزوند

یکی با دست ناپاکش گلای باغچمو سوزوند

تو این شب های تو در تو . خداحافظ گل شب بو

هنوز آوار تنهایی داره می باره از هر سو

خداحافظ گل مریم .گل مظلوم پر دردم

نشد با این تن زخمی به آغوش تو برگردم

نشد تا بغض چشماتو به خواب قصه بسپارم

از این فصل سکوت و شب غم بارونو بردارم

نمی دونی چه دلتنگم از این خواب زمستونی

تو که بیدار بیداری بگو از شب چی می دونی

تو این رویای سر دم گم .خداحافظ گل گندم

تو هم بازیچه ای بودی . تو دست سرد این مردم

خداحافظ گل پونه . که بارونی نمی تونی

طلسم بغضو برداره .از این پاییز دیوونه خداحافظ …..!

خداحافظ همین حالا، همین حالا که من تنهام

خداحافظ به شرطی که بفهمی تر شده چشمام

خداحافظ کمی غمگین، به یاد اون همه تردید

به یاد آسمونی که منو از چشم تو میدید

اگه گفتم خداحافظ نه اینکه رفتنت ساده اس

نه اینکه میشه باور کرد دوباره آخر جاده اس

خداحافظ واسه اینکه نبندی دل به رؤیا ها

بدونی بی تو و با تو، همینه رسم این دنیا


[ دوشنبه 19 تیر 1391 ] [ 11:38 ب.ظ ] [ احســ❤ــــــ❤ــــــ❤ــــان ] [ تنها ]
من شمع جان گدازم ، تو صبح جان فزایی / سوزم گرت نبینم ،


 میرم چو رخ نمایی


نزدیک این چنینم ، دور آن چنان که گفتم / نه تاب وصل دارم ، نه



 طاقت جدایی



 



ادامه مطلب
[ دوشنبه 19 تیر 1391 ] [ 09:45 ب.ظ ] [ احســ❤ــــــ❤ــــــ❤ــــان ] [ تنها ]

یک روز آموزگار از دانش‌آموزانی که در کلاس بودند پرسید آیا می‌توانید راهی غیر تکراری برای ابراز عشق، بیان کنید؟ برخی از دانش آموزان گفتند با بخشیدن عشقشان را معنا می کنند. برخی «دادن گل و هدیه» و «حرف های دلنشین» را راه بیان عشق عنوان کردند. شماری دیگر هم گفتند «با هم بودن در تحمل رنجها و لذت بردن از خوشبختی» را راه بیان عشق می‌دانند. در آن بین، پسری برخاست و پیش از این که شیوه دلخواه خود را برای ابراز عشق بیان کند، داستان کوتاهی تعریف کرد: یک روز زن و شوهر جوانی که هر دو زیست‌شناس بودند طبق معمول برای تحقیق به جنگل رفتند. آنان وقتی به بالای تپه رسیدند درجا میخکوب شدند. یک قلاده ببر بزرگ، جلوی زن و شوهر ایستاده و به آنان خیره شده بود. شوهر، تفنگ شکاری به همراه نداشت و دیگر راهی برای فرار نبود. رنگ صورت زن و شوهر پریده بود و در مقابل ببر، جرأت کوچک ترین حرکتی نداشتند. ببر، آرام به طرف آنان حرکت کرد. همان لحظه، مرد زیست‌شناس فریادزنان فرار کرد و همسرش را تنها گذاشت. بلافاصله ببر به سمت شوهر دوید و چند دقیقه بعد ضجه‌های مرد جوان به گوش زن رسید. ببر رفت و زن زنده ماند. داستان به اینجا که رسید دانش آموزان شروع کردند به محکوم کردن آن مرد. راوی اما پرسید : آیا می دانید آن مرد در لحظه های آخر زندگی‌اش چه فریاد می‌زد؟ بچه‌ها حدس زدند حتما از همسرش معذرت خواسته که او را تنها گذاشته است! راوی جواب داد: نه، آخرین حرف مرد این بود که «عزیزم، تو بهترین مونسم بودی. از پسرمان خوب مواظبت کن و به او بگو پدرت همیشه عاشقت بود.»قطره‌های بلورین اشک، صورت راوی را خیس کرده بود که ادامه داد: همه زیست‌شناسان می‌دانند ببر فقط به کسی حمله می‌کند که حرکتی انجام می‌دهد و یا فرار می‌کند. پدر من در آن لحظه وحشتناک، با فدا کردن جانش پیش‌مرگ مادرم شد و او را نجات داد. این صادقانه‌ترین و بی‌ریاترین راه پدرم برای بیان عشق خود به مادرم من بود.  

[ دوشنبه 12 تیر 1391 ] [ 09:29 ق.ظ ] [ احســ❤ــــــ❤ــــــ❤ــــان ] [ تنها ]

قلم در شعر بی مقدار من فریاد خواهد شد

غزلهای درونم یک به یک آزاد خواهد شد

نمی دانی چه بر قلبم گذشته بی تو این شعرم . . .

گواه آنچه بی شک اتفاق افتاد خواهد شد

تپیدن های ناهنگام نبضم روز و شب آخر

در آماج خیالت تشنه ی فولاد خواهد شد

نه این تیغ و نه این خنجر ، برای پایکوبی نیست

ترانه خواندن شیرین ، غم ِ فرهاد خواهد شد

نگو دیگر که من باور ندارم روزهای بعد . . .

دل ِ متروکه ی طوفان زده ، آباد خواهد شد

نگو بس کن که بیش از این کلامت در دل تنگم

شبیه بغض مدفون در گلو،غمباد خواهد شد

دوباره روز از نو می شود اینبار می بینی . . .

که مرغ پر شکسته طعمه ی صیاد خواهد شد


[ یکشنبه 4 تیر 1391 ] [ 08:24 ق.ظ ] [ احســ❤ــــــ❤ــــــ❤ــــان ] [ تنها ]
.: Weblog Themes By SibTheme :.

درباره وبلاگ

سلام به وبلاگ تنهایی من خوش آمدید
من این وبلاگ را واسه دل خودم ساختم
امیدوارم لحظاتی خوبی داشته باشین
هرکسی که خواست من را لینک کند به نام
❤.❤بـــــــی تـــــــو تنـــــــهام خـــــــــدا❤.❤
لینک کنه ، بعد خبر بده من هم او را لینک کنم
موفق باشید
ღ♥ღ♥ღ♥ღ♥ღ♥ღ♥ღღ♥ღ♥ღ
من همون جزیره بودم خاکی و صمیمی و گرم واسه عشق باز یه موجا قامتم یه بستر نرم یه عزیز در دور دونه بودم پیش چشم خیس موجا یه نگین سبز خالص روی انگشر دریا تا که یک روز تو رسیدی توی قلبم پا گذاستی غصه های عاشقی رو تو وجودم جا گذاشتی زیر رگبار نگاهیت دلم انگار زیر و رو شد واسه داشتن عشقیت همه جونم ارزو شد تا نفس کشیدی انگار نفسم برید تو سینه ابر و باد و دریا گفتن حس عاشقی همینه اومدی تو سرنوشتم بی بهونه پاگذاشتی اما تا قایقی اومد از منو دلم گذشتی رفتی با قایق عشقیت سوی روشنی فردا منو دل اما نشستیم چشم براهیت لب دریا دیگه رو خاک وجودم نه گلی هست نه درختی لحظه های بی توبودن میگذره اما به سختی دل تنها و غریبم داره این گوشه میمیره اما حتی وقت مردن باز سراغت را میگیره میرسه روزی که دیگه قهر دریا میشه خونم اما تو دریای عشقیت بازیه گوشه ای میمونم
ღ♥ღ♥ღ♥ღ♥ღ♥ღ♥ღღ♥ღ♥ღ
من نه عاشق بودم ونه محتاج نگاهی که بلغزد بر من
من خودم بودم ویک حس غریب که به صد عشق وهوس می ارزد...!!!
ღ♥ღ♥ღ♥ღ♥ღ♥ღ♥ღღ♥ღ♥ღ
معشوق در چشم عاشق، همیشه تک و تنهاست.((والتر بنیامین))
ღ♥ღ♥ღ♥ღ♥ღ♥ღ♥ღღ♥ღ♥ღ
سرچشمه‌ی عشق، احساس تنهایی است.((لئوبوسکالیا))
ღ♥ღ♥ღ♥ღ♥ღ♥ღ♥ღღ♥ღ♥ღ
یک زن به تنهایی، هنگامی که عاشق باشد، زمین و آسمان را پُر می‌کند.((کریستین بوبن))
ღ♥ღ♥ღ♥ღ♥ღ♥ღ♥ღღ♥ღ♥ღ
هیچ دیواری آنقدر بلند نیست که ما را از تنهایی و نومیدی انسانی دیگر جدا نگه دارد.((لئوبوسکالیا))
ღ♥ღ♥ღ♥ღ♥ღ♥ღ♥ღღ♥ღ♥ღ
از نوشته های هر گوشه نشینی، بخشی از پژواک بیابان و نجواها و نگرش های هراسان به تنهایی شنیده می شود.((نیچه))
ღ♥ღ♥ღ♥ღ♥ღ♥ღ♥ღღ♥ღ♥ღ
در تنهایی، صداها طنین دیگری دارند.((نیچه))
ღ♥ღ♥ღ♥ღ♥ღ♥ღ♥ღღ♥ღ♥ღ
در تمام دوران طولانی تاریخ بشر چیزی وحشتناک تر از احساس تنهایی وجود نداشته است.((نیچه))
ღ♥ღ♥ღ♥ღ♥ღ♥ღ♥ღღ♥ღ♥ღ
کتاب راستین همان است که پا به تنهایی ما می گذارد.((کریستین بوبن))
ღ♥ღ♥ღ♥ღ♥ღ♥ღ♥ღღ♥ღ♥ღ
احساس آسایش در زمان تنهایی و لذت بردن از آن، نشانه ی آرامش درون و تمرکز است.((دنیس ویتلی))
ღ♥ღ♥ღ♥ღ♥ღ♥ღ♥ღღ♥ღ♥ღ
تنهایی رفتار مرا رقم می زند نه انسانها.((فرناندو پسوا))
ღ♥ღ♥ღ♥ღ♥ღ♥ღ♥ღღ♥ღ♥ღ
چون هیچ کس به اندازه ی خودت با ترسهایت آشنا نیست.((جک کانفیلد))
ღ♥ღ♥ღ♥ღ♥ღ♥ღ♥ღღ♥ღ♥ღ
از بین بردن دشواری های شخصی، به تنهایی، لذت ویژه ای به همراه دارد.((گیل لیندن فیلد))
ღ♥ღ♥ღ♥ღ♥ღ♥ღ♥ღღ♥ღ♥ღ
تنهایی، همان بیماری روح بشر است.((هرگسلی))
ღ♥ღ♥ღ♥ღ♥ღ♥ღ♥ღღ♥ღ♥ღ
بهشت نیز در تنهایی دیدنی نیست.((دانته))
ღ♥ღ♥ღ♥ღ♥ღ♥ღ♥ღღ♥ღ♥ღ
به راستی که ابلهان انسانهای خوشبختی هستند، زیرا هرگز پی به تنهایی خود نمی برند.((ژان یل توله))
ღ♥ღ♥ღ♥ღ♥ღ♥ღ♥ღღ♥ღ♥ღ
طلوع و غروب عشق، خود را به وسیله درد تنهایی و جدایی آشکار می سازد.((لابرویر))
ღ♥ღ♥ღ♥ღ♥ღ♥ღ♥ღღ♥ღ♥ღ
تنهایی برای جوان ارزشمند و برای پیر آزار دهنده است.((اُرد بزرگ))
ღ♥ღ♥ღ♥ღ♥ღ♥ღ♥ღღ♥ღ♥ღ
آنکه با خودش تنهاست، هرگز کامل نیست.((تن))
ღ♥ღ♥ღ♥ღ♥ღ♥ღ♥ღღ♥ღ♥ღ
راستی انسان از تنهایی دق می کند.((ارنست همینگوی))
ღ♥ღ♥ღ♥ღ♥ღ♥ღ♥ღღ♥ღ♥ღ
معاشرت بر دانایی می افزاید، ولی تنهایی مکتب نبوغ است.((گیبون))
ღ♥ღ♥ღ♥ღ♥ღ♥ღ♥ღღ♥ღ♥ღ
تاکنون دوستی را پیدا نکرده ام که به اندازه تنهایی شایسته رفاقت باشد.((تورو))
ღ♥ღ♥ღ♥ღ♥ღ♥ღ♥ღღ♥ღ♥ღ
برای اهل اندیشه هیچ دوستی بهتر از تنهایی نیست.((اُرد بزرگ))
ღ♥ღ♥ღ♥ღ♥ღ♥ღ♥ღღ♥ღ♥ღ
همواره تنهایی، توانایی به بار می آورد.((اُرد بزرگ))
ღ♥ღ♥ღ♥ღ♥ღ♥ღ♥ღღ♥ღ♥ღ
یار اگر نادان باشد، تنهایی بهتر است.((بودا))
ღ♥ღ♥ღ♥ღ♥ღ♥ღ♥ღღ♥ღ♥ღ
آموخته ام که خـــــــــــــــــدا عـــــــــشـــق است و عـــــــــشـــق تنها خـــــــــــــــــدا ست...
ღ♥ღ♥ღ♥ღ♥ღ♥ღ♥ღღ♥ღ♥ღ
آموخته ام که وقتی ناامید میشوم خـــــــــــــــــدا با تمام عظمتش عاشقانه انتظار میکشد...
که دوباره به رحمت او امیدوارم شوم . .

لینک دوستان
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب

❤.❤بـــــــی تـــــــو تنـــــــهام خـــــــــدا❤.❤


صدایاب