❤.❤بـــــــی تـــــــو تنـــــــهام خـــــــــدا❤.❤
❤.❤خدا را در قلب کسانی دیدم که .... بی هیچ توقعی... مهربانند.. ❤.❤ 
قالب وبلاگ


مجازی هستیم
اما دلمان مجازی نیست ، می شکند
حواست به تایپ کردنت باشد


[ جمعه 27 بهمن 1391 ] [ 06:17 ب.ظ ] [ احســ❤ــــــ❤ــــــ❤ــــان ] [ تنها ]

هـر شــب از پُـشـت صـفـحـه ی کـوچـکِ

مــوبــایــلـم در آغــــوش مـی گـیـــرمـــت . . .

   و نـمـیـدانـی کـه چـه آرامـــشـی سـت

هـــمـیـــن آغــــــوش خـــــیــــــالـی ...!



ادامه مطلب
[ شنبه 21 بهمن 1391 ] [ 06:00 ب.ظ ] [ احســ❤ــــــ❤ــــــ❤ــــان ] [ تنها ]

 آدما میان با حضورشون دفتر سفید خاطراتمو سیاه میکنن
اما چرا هر شب فقط این چند سطر سیاه خواب رو از چشام میگیرن
شاید کسیکه این چند سطر رو پر کرده هم الان کیلومترها دورتر به فکر منه
دوباره شب دوباره تنهایی دوباره هجوم خاطره ها
دوباره حس های تکراری دوباره فکرای......
امشب باز هم تنهایم
باز درگیر این دل بیمارم
باز اندیشه چشمان سیاه
مرا کشانده به کوره راه
باز می ترسم از این نم نم باران
که تصویرش را می کشد در این سیاهی بی پایان
می ترسم از سیاهی خویش و سپیدی دستانش
میترسم از حقیقت تلخ که درگیر شود با رویایش
ترس و هجوم این افکار برده خواب از چشمانم
اما باز گوشه ای می نشینم و دست به آسمانم
شاید ابری از معجزه بودنش ببارد در بیابانم.

                                   آدما میان با حضورشون دفتر سفید خاطراتمو سیاه میکنن


ادامه مطلب
[ شنبه 21 بهمن 1391 ] [ 08:25 ق.ظ ] [ احســ❤ــــــ❤ــــــ❤ــــان ] [ تنها ]


از هر چه بگذریم از عاشقانه بودنهایت و عاشقانه سرودنهایت نمیشود گذشت....

هنوز شعرهایت را از برم!

لحظه ایی درنگ کن....!!!

میخواهم عکسی از عشق چشمانت بگیرم

چشمهایم را میبندم

و دوباره باز میکنم

اکنون نقش آن چشمانت در حافظه دلم
ثبت است!!

عزیزم سلام یه چیزی ...

عزیزم سلام یه چیزی بیا بی وفا بشیم

دوست دارم که ما یه جور از همدیگه جدا بشیم

فکرشو کردم و گفتم واسه چی دیوونه شیم بهتره ما هم مث تموم عاقلا بشیم 

هدف من و تو از حرفهای زیبامون چیه کاشکی تصمیم بگیریم با یکی آشنا بشیم 

می دونی دیدم نمی شه من و تو با هم باشیم هر کدوم باید بریم دوباره مبتلا بشیم

ما دو تا اسیر همدیگه شدیم یه جور بد کاش فراموش کنیم و از دست هم رها بشیم

دور شدیم از حرفهای روزای آشنایی مون سخته اما بیا باز مث غریبه ها بشیم

ستاره خواستم بچینیم دیگه دستم نرسید ما باید نزدیکتر از این ستاره ها بشیم

یه چیزی مث یه شک من و رها نمی کنه بیا امشب و من و تو غرق دعا بشیم

فکرش و کردی دیگه خدا ما رو دوست نداره بیا باز بنده های عزیز واسه خدا بشیم

              خواستم امتحان کنم تو رو ببینم چی می گی بیا به هر چی که بود تو شعر بی اعتنا بشیم

ادامه مطلب
[ جمعه 20 بهمن 1391 ] [ 04:16 ب.ظ ] [ احســ❤ــــــ❤ــــــ❤ــــان ] [ تنها ]
دردم را به که گویم ؟


خواستم با نسیم بگویم ،سر گرم چمن بود .


خواستم بنشینم کنار دریا ،سر صحبت را باز کنم،با ساحل غرق گفتگو بود،


پیچک ناز می کرد بر سپیداری که بر تنه اش پیچیده بود و ....


خواستم با تو بگویم اما در خلوتت صدای غریبه ای را شنیدم .


درد خود را نگاه خواهم داشت ،شاید این سوختن خوشتر از آن افروختن باشد

ادامه مطلب
[ پنجشنبه 19 بهمن 1391 ] [ 11:47 ب.ظ ] [ احســ❤ــــــ❤ــــــ❤ــــان ] [ تنها ]

همه چیز را یاد گرفته ام! ...
یاد گرفته ام که چگونه بی صدا گریه کنم ...

یاد گرفته ام که هق هق گریه هایم را با بالشم ..بی صدا کنم ...

تو نگرانم نشو !!

همه چیز را یاد گرفته ام !

یاد گرفته ام چگونه با تو باشم بی آنکه تو باشی !

یاد گرفته ام ....نفس بکشم بدون تو......و به یاد تو !

یاد گرفته ام که چگونه نبودنت را با رویای با تو بودن...

و جای خالی ات را با خاطرات با تو بودن پر کنم !

تو نگرانم نشو !!

همه چیز را یاد گرفته ام !

یاد گرفته ام که بی تو بخندم.....

 
یاد گرفته ام بی تو گریه کنم...و بدون شانه هایت....!

یاد گرفته ام ...که دیگر عاشق نشوم به غیر تو !

یاد گرفته ام که دیگر دل به کسی نبندم ....

یاد گرفتم که با یادت زنده باشم و زندگی کنم !

اما هنوز یک چیز هست ...که یاد نگر فته ام ...

که چگونه.....!

برای همیشه خاطراتت را از صفحه دلم پاک کنم ...

و نمی خواهم که هیچ وقت یاد بگیرم ....

تو نگرانم نشو !!

ولی...


فراموش کردنت را هیچ وقت یاد نخواهم گرفت...


ادامه مطلب
[ پنجشنبه 19 بهمن 1391 ] [ 03:00 ب.ظ ] [ احســ❤ــــــ❤ــــــ❤ــــان ] [ تنها ]



خدا را در قلب کسانی دیدم که ....  بی هیچ توقعی...  مهربانند..

گفتم: خسته‌ام
گفت: "لاتقنطوا من رحمة الله" از رحمت خدا ناامید نشید (زمر/53)

گفتم: انگار، مرا فراموش کرده ای!
گفت: "فاذکرونی اذکرکم" منو یاد کنید تا یاد شما باشم (بقره/152)

گفتم: چقدر احساس تنهایی می‌کنم؛
گفت: "فانی قریب" من که نزدیکم (بقره/186)

گفتم: هیچ کسی نمی‌داند تو دلم چه می‌گذرد
گفت: "ان الله یحول بین المرء و قلبه" خدا حائل هست بین انسان و قلبش! (انفال/24)

گفتم: غیر از تو کسی را ندارم
گفت: "نحن اقرب الیه من حبل الورید" ما از رگ گردن به انسان نزدیک‌تریم (ق/16)


گفتم: تا کی باید صبر کرد؟
گفت: "و ما یدریک لعل الساعة تکون قریبا" تو چه می‌دانی! شاید موعدش نزدیک باشه (احزاب/63)

گفتم: دلم گرفته
گفت: "بفضل الله و برحمته فبذلک فلیفرحوا" باید به فضل و رحمت خدا شاد باشند (یونس/58)

گفتم: تو بزرگی و نزدیکیت برای منِِِ کوچک، خیلی دوره! تا آن موقع چه کار کنم؟
گفت: "واتبع ما یوحی الیک واصبر حتی یحکم الله" کارهایی که به تو گفتم انجام بده و صبر کن تا خدا خودش حکم کند (یونس/109)


با خودم گفتم: خداوند!... خالق هستی!... با فرشته‌هایش!... به ما درود می‌فرستند تا هدایت شویم؟! ...

پس باید ثابت كنم كه شایسته‌ی سلام و درود عرشیانم.

باید گوهر درونم را از هرچه زنگار پاك كنم...



ادامه مطلب
[ چهارشنبه 18 بهمن 1391 ] [ 07:04 ب.ظ ] [ احســ❤ــــــ❤ــــــ❤ــــان ] [ تنها ]

 آدم گاهی دوست دارد برود ... ولی نرسد ...

دوست دارد گریه کند ... ولی کسی دلیلش را نپرسد ...

 دوست دارد بغض کند ... ولی بی بهانه ...

آدم گاهی دوست دارد گوشه ای از این دنیا را ...

 برای خودش پیدا کند ... خودش را بغل کند

            و آرام آرام خودش را آرام کند

ادامه مطلب
[ سه شنبه 17 بهمن 1391 ] [ 01:23 ب.ظ ] [ احســ❤ــــــ❤ــــــ❤ــــان ] [ تنها ]

من او را دیده بودم
نگاهی مهربان داشت
غمی در دیدگانش موج می زد
که از بخت پریشانش نشان داشت
نمی دانم چرا هر صبح ،
هر صبح که چشمانم به بیرون خیره می شد


میان مردمش می دیدم و باز
غمی تاریک بر من چیره می شد
شبی در کوچه ای دور
از آن شب ها که نور آبی ماه
زمین و آسمان را رنگ می کرد
از آن مهتاب شب های بهاری
که عطر گل فضا را تنگ می کرد
در آنجا ، در خم آن کوچه ی دور
نگاهم با نگاهش آشنا شد
به یک دم آنچه در دل بود ، گفتیم
سپس چشمان ما از هم جدا شد
از آن شب ، دیگرش هرگز ندیدم
تو پنداری که خوابی دلنشین بود
به من گفتند او رفت
نپرسیدم چرا رفت
ولی در آن شب بدرود ، دیدم
که چشمانش هنوز اندوهگین بود


ادامه مطلب
[ دوشنبه 16 بهمن 1391 ] [ 10:34 ب.ظ ] [ احســ❤ــــــ❤ــــــ❤ــــان ] [ تنها ]


اگه یه روز بغض گلوت رو فشرد بهت قول نمیدم که می خندومت ولى مى تونم باهات گریه کنم

اگه یه روز نخواستى به حرفهام گوش بدی خبرم کن  قول می دم که خیلى ساکت باشم

اگه یه روز خواستى در برى بازم خبرم کن  قول نمى دم که ازت بخوام وایسى اما میتونم باهات بدوم

اما................................

                          اگه یه روز سراغم رو گرفتیو خبرى نشد سریع به دیدنم بیا حتمآ بهت احتیاج دارم

ادامه مطلب
[ دوشنبه 16 بهمن 1391 ] [ 04:50 ب.ظ ] [ احســ❤ــــــ❤ــــــ❤ــــان ] [ تنها ]

به نام آنکه هر چه داریم و هر چه هستیم از اوست

از خدا پرسیدم : خدایا چطور می توان بهتر زندگی کرد؟

خدا جواب داد : گذشته ات را بدون تاسفی بپذیر ،

با اعتماد زمان حالت را بگذران و بدون ترس برای آینده آماده شو.

ایمان را نگه دار و ترس را به گوشه ای انداز.

شک هایت را باور نکن و هیچگاه به باورهایت شک نکن.

زندگی شگفت انگیز است فقط اگر بدانید که چطور زندگی کنید.

مهم این نیست که قشنگ باشی ، قشنگ این است که مهم باشی! حتی برای یک نفر.

مهم نیست شیر باشی یا آهو مهم این است با تمام توان شروع به دویدن کنی.

کوچک باش و عاشق ... که عشق می داند آئین بزرگ تر کردنت را

بگذار این عشق خاصیت تو باشد نه رابطه خاص تو با کسی

موفقیت پیش رفتن است نه به نقطه ی پایان رسیدن


فرقی نمی کند گودال آب کوچکی باشی یا دریای بیکران ... زلال که باشی ، آسمان در توست.

 


ادامه مطلب
[ یکشنبه 15 بهمن 1391 ] [ 06:13 ب.ظ ] [ احســ❤ــــــ❤ــــــ❤ــــان ] [ تنها ]

گاهی بیا...

با دستانی گرم تر از خورشید ؛

و با نگاهی که آرامش را به تک تک ذراتم هدیه می دهد...

بیا وببین که دراین دنیا،

دام ها انقدر بسیارند که پایم را زخمی تراز این می کنند

من می روم...

استوار ومحکم ؛ گاه خنده وگاه گریه ، با همان دل همیشگی ام

من نفس می کشم ، تلاش می کنم ، وگاهی هم محبت...

اما حرامم باد روزی که جای "تو" بی "تو" شود...



ادامه مطلب
[ شنبه 14 بهمن 1391 ] [ 06:11 ب.ظ ] [ احســ❤ــــــ❤ــــــ❤ــــان ] [ تنها ]

آرزوی خیلی ها بودم

از آن دست نیافتنی هایشان….

ساده اسیرت شدم که قدر ندانستی…!!!


ادامه مطلب
[ شنبه 14 بهمن 1391 ] [ 12:28 ب.ظ ] [ احســ❤ــــــ❤ــــــ❤ــــان ] [ تنها ]


میخواهمتــــــــــــــــــــ…

ولــــی…

دوری…

خیلی خیلی دور

نه دستم به دستانـــــــت میرسد

نه چشمانم به نگاهتــــــــــــــــــ


میدانی ؟!

به رویت نیاوردم !

از همان زمانی که به جای ” تو ”

به ” من ”

گفتی ” شما ”

فهمیدم پای ” او ” در میان است…



ادامه مطلب
[ جمعه 13 بهمن 1391 ] [ 12:01 ب.ظ ] [ احســ❤ــــــ❤ــــــ❤ــــان ] [ تنها ]


از بس خوابت را دیده ام دیگر نمی گویم "خوابم می‌‌آید" می‌گویم

 "یـــــــارم می‌‌آید" وعده ی ما همان رویای‌

 همیشگی……………………




چقدر خواب ببینم كه مال من شده ای

و شاه بیت غزل های لال من شده ای

چقدر خواب ببینم كه بعد آن همه بغض
جواب حسرت این چند سال من شده ای

چقدر حافظ یلدا نشین ورق بخورد؟
تو ناسروده ترین بیت فال من شده ای

چقدر لكنت شب گریه را مجاب كنم
خدا نكرده مگر بی خیال من شده ای

هنوز نذر شب جمعه های من اینست
كه اتفاق بیفتد حلال من شده ای

كه اتفاق بیفتد كنارتان هستم
برای وسعت پرواز بال من شده ای

میان بغض و تبسم میان وحشت و عشق
تو شاعرانه ترین احتمال من شده ای

مرا به دوزخ بیداریم نیازی نیست
عجیب خواب قشنگی ست مال من شده ای



ادامه مطلب
[ پنجشنبه 12 بهمن 1391 ] [ 01:22 ب.ظ ] [ احســ❤ــــــ❤ــــــ❤ــــان ] [ تنها ]
.: Weblog Themes By SibTheme :.

تعداد کل صفحات : 2 :: 1 2

درباره وبلاگ

سلام به وبلاگ تنهایی من خوش آمدید
من این وبلاگ را واسه دل خودم ساختم
امیدوارم لحظاتی خوبی داشته باشین
هرکسی که خواست من را لینک کند به نام
❤.❤بـــــــی تـــــــو تنـــــــهام خـــــــــدا❤.❤
لینک کنه ، بعد خبر بده من هم او را لینک کنم
موفق باشید
ღ♥ღ♥ღ♥ღ♥ღ♥ღ♥ღღ♥ღ♥ღ
من همون جزیره بودم خاکی و صمیمی و گرم واسه عشق باز یه موجا قامتم یه بستر نرم یه عزیز در دور دونه بودم پیش چشم خیس موجا یه نگین سبز خالص روی انگشر دریا تا که یک روز تو رسیدی توی قلبم پا گذاستی غصه های عاشقی رو تو وجودم جا گذاشتی زیر رگبار نگاهیت دلم انگار زیر و رو شد واسه داشتن عشقیت همه جونم ارزو شد تا نفس کشیدی انگار نفسم برید تو سینه ابر و باد و دریا گفتن حس عاشقی همینه اومدی تو سرنوشتم بی بهونه پاگذاشتی اما تا قایقی اومد از منو دلم گذشتی رفتی با قایق عشقیت سوی روشنی فردا منو دل اما نشستیم چشم براهیت لب دریا دیگه رو خاک وجودم نه گلی هست نه درختی لحظه های بی توبودن میگذره اما به سختی دل تنها و غریبم داره این گوشه میمیره اما حتی وقت مردن باز سراغت را میگیره میرسه روزی که دیگه قهر دریا میشه خونم اما تو دریای عشقیت بازیه گوشه ای میمونم
ღ♥ღ♥ღ♥ღ♥ღ♥ღ♥ღღ♥ღ♥ღ
من نه عاشق بودم ونه محتاج نگاهی که بلغزد بر من
من خودم بودم ویک حس غریب که به صد عشق وهوس می ارزد...!!!
ღ♥ღ♥ღ♥ღ♥ღ♥ღ♥ღღ♥ღ♥ღ
معشوق در چشم عاشق، همیشه تک و تنهاست.((والتر بنیامین))
ღ♥ღ♥ღ♥ღ♥ღ♥ღ♥ღღ♥ღ♥ღ
سرچشمه‌ی عشق، احساس تنهایی است.((لئوبوسکالیا))
ღ♥ღ♥ღ♥ღ♥ღ♥ღ♥ღღ♥ღ♥ღ
یک زن به تنهایی، هنگامی که عاشق باشد، زمین و آسمان را پُر می‌کند.((کریستین بوبن))
ღ♥ღ♥ღ♥ღ♥ღ♥ღ♥ღღ♥ღ♥ღ
هیچ دیواری آنقدر بلند نیست که ما را از تنهایی و نومیدی انسانی دیگر جدا نگه دارد.((لئوبوسکالیا))
ღ♥ღ♥ღ♥ღ♥ღ♥ღ♥ღღ♥ღ♥ღ
از نوشته های هر گوشه نشینی، بخشی از پژواک بیابان و نجواها و نگرش های هراسان به تنهایی شنیده می شود.((نیچه))
ღ♥ღ♥ღ♥ღ♥ღ♥ღ♥ღღ♥ღ♥ღ
در تنهایی، صداها طنین دیگری دارند.((نیچه))
ღ♥ღ♥ღ♥ღ♥ღ♥ღ♥ღღ♥ღ♥ღ
در تمام دوران طولانی تاریخ بشر چیزی وحشتناک تر از احساس تنهایی وجود نداشته است.((نیچه))
ღ♥ღ♥ღ♥ღ♥ღ♥ღ♥ღღ♥ღ♥ღ
کتاب راستین همان است که پا به تنهایی ما می گذارد.((کریستین بوبن))
ღ♥ღ♥ღ♥ღ♥ღ♥ღ♥ღღ♥ღ♥ღ
احساس آسایش در زمان تنهایی و لذت بردن از آن، نشانه ی آرامش درون و تمرکز است.((دنیس ویتلی))
ღ♥ღ♥ღ♥ღ♥ღ♥ღ♥ღღ♥ღ♥ღ
تنهایی رفتار مرا رقم می زند نه انسانها.((فرناندو پسوا))
ღ♥ღ♥ღ♥ღ♥ღ♥ღ♥ღღ♥ღ♥ღ
چون هیچ کس به اندازه ی خودت با ترسهایت آشنا نیست.((جک کانفیلد))
ღ♥ღ♥ღ♥ღ♥ღ♥ღ♥ღღ♥ღ♥ღ
از بین بردن دشواری های شخصی، به تنهایی، لذت ویژه ای به همراه دارد.((گیل لیندن فیلد))
ღ♥ღ♥ღ♥ღ♥ღ♥ღ♥ღღ♥ღ♥ღ
تنهایی، همان بیماری روح بشر است.((هرگسلی))
ღ♥ღ♥ღ♥ღ♥ღ♥ღ♥ღღ♥ღ♥ღ
بهشت نیز در تنهایی دیدنی نیست.((دانته))
ღ♥ღ♥ღ♥ღ♥ღ♥ღ♥ღღ♥ღ♥ღ
به راستی که ابلهان انسانهای خوشبختی هستند، زیرا هرگز پی به تنهایی خود نمی برند.((ژان یل توله))
ღ♥ღ♥ღ♥ღ♥ღ♥ღ♥ღღ♥ღ♥ღ
طلوع و غروب عشق، خود را به وسیله درد تنهایی و جدایی آشکار می سازد.((لابرویر))
ღ♥ღ♥ღ♥ღ♥ღ♥ღ♥ღღ♥ღ♥ღ
تنهایی برای جوان ارزشمند و برای پیر آزار دهنده است.((اُرد بزرگ))
ღ♥ღ♥ღ♥ღ♥ღ♥ღ♥ღღ♥ღ♥ღ
آنکه با خودش تنهاست، هرگز کامل نیست.((تن))
ღ♥ღ♥ღ♥ღ♥ღ♥ღ♥ღღ♥ღ♥ღ
راستی انسان از تنهایی دق می کند.((ارنست همینگوی))
ღ♥ღ♥ღ♥ღ♥ღ♥ღ♥ღღ♥ღ♥ღ
معاشرت بر دانایی می افزاید، ولی تنهایی مکتب نبوغ است.((گیبون))
ღ♥ღ♥ღ♥ღ♥ღ♥ღ♥ღღ♥ღ♥ღ
تاکنون دوستی را پیدا نکرده ام که به اندازه تنهایی شایسته رفاقت باشد.((تورو))
ღ♥ღ♥ღ♥ღ♥ღ♥ღ♥ღღ♥ღ♥ღ
برای اهل اندیشه هیچ دوستی بهتر از تنهایی نیست.((اُرد بزرگ))
ღ♥ღ♥ღ♥ღ♥ღ♥ღ♥ღღ♥ღ♥ღ
همواره تنهایی، توانایی به بار می آورد.((اُرد بزرگ))
ღ♥ღ♥ღ♥ღ♥ღ♥ღ♥ღღ♥ღ♥ღ
یار اگر نادان باشد، تنهایی بهتر است.((بودا))
ღ♥ღ♥ღ♥ღ♥ღ♥ღ♥ღღ♥ღ♥ღ
آموخته ام که خـــــــــــــــــدا عـــــــــشـــق است و عـــــــــشـــق تنها خـــــــــــــــــدا ست...
ღ♥ღ♥ღ♥ღ♥ღ♥ღ♥ღღ♥ღ♥ღ
آموخته ام که وقتی ناامید میشوم خـــــــــــــــــدا با تمام عظمتش عاشقانه انتظار میکشد...
که دوباره به رحمت او امیدوارم شوم . .

لینک دوستان
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب

❤.❤بـــــــی تـــــــو تنـــــــهام خـــــــــدا❤.❤


صدایاب